|
|
|
|
|
گذرى بر زندگى امام دوازدهم حضرت مهدى (ع ) (قسمت اول) ويژگيهاى زندگى حضرت مهدى (ع ) مقام امامت بعد از امام حسن عسكرى (عليه السلام ) به پسرش (حضرت مهدى (عليه السلام ) ) همنام و هم كُنيه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيد و امام حسن عسكرى (عليه السلام ) در ظاهر و باطن ، فرزندى جز او (يعنى حضرت مه -دى (عليه السلام ) ) نداشت و او را غايب و مخفى ، بجاى گذارد.(چنانكه در قسمت آخر حالات امام حسن عسكرى (عليه السلام ) خاطرنشان شد). حضرت مهدى (عليه السلام ) در شب نيمه شعبان سال 255 هجرى (در شهر سامرّا) به دنيا آمد، مادرش ((اُمّ وَلد)) بود به نام ((نرجس )) (دختر يشوعا از ذريه شمعون يكى از حواريون حضرت عيسى (عليه السلام ) بود) حضرت مهدى (عليه السلام ) هنگام وفات پدرش ، پنج سال داشت ، خداوند به او در همان سن و سال ، حكمت و مقام قضاوت را عنايت فرمود و او را نشانه و حجّت جهانيان قرار داد، خداوند به او (در كودكى ) حكمت آموخت چنانكه به حضرت يحيى (عليه السلام ) دز زمان كودكى حكمت آموخت . (۱) ۱- چنانكه در آيه 12 از سوره مريم مى خوانيم ، خداوند مى فرمايد: دوست خوب و عزیزم ادامه مطلب را هم بخوان... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 7:30 توسط میرزایی
|
|
||
|
|
|
|
|
می خواستم زندگی کنم راهم را بستند٬ ستايش کردم گفتند خرافات است ٬ عاشق شدم گفتند دروغ است ٬ گريستم گفتند بهانه است ٬ خنديدم گفتند ديوانه است ٬ ...... دنيا را نگه داريد ميخواهم پياده شوم !
شگفتا!هر چه غوغاهای زمین در برابرم ساکت تر می شود زمزمه ی ناشناسی از دوردست های درونم نزدیک تر می آید. هرچه جهان بیشتر رنگ می بازد سرزمین ناشناخته از دور پدیدارتر می گردد و هرچه رنگ ها می میرند یک "نمی دانم که" در من رنگ می گیرد و هرچه با زندگی بیگانه تر می شوم حیاتی درمن آشناتر می روید
چه سخت است توانستن در ندانستن ! رهایی برای آنکه آشیانی ندارد، آزادی برای آنکه نمیداند چگونه باشد کشنده است! اختیار مطلق برای کسی که نمی داند چه اختیار کند شکنجه آور است.
این چه سرگذشت غم انگیزی است در حیات آدمی! بی تابی فرار از بند به سوی رهایی و اضطراب نجات از رهایی دکتر علی شریعتی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 8:26 توسط میرزایی
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق یعنی...! شب هاي بلند بي عبادت چه کنم؟تن من به گناه کرده عادت چه کنم؟ياران همه گويند خدا مي بخشد! گيرم که ببخشد,ز خجالت چه کنم؟ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 11:40 توسط میرزایی
|
|
||
|
|
|
|
|
ميلاد نور امامت و ولايت مباركباد روز سوم شعبان سال چهارم هجرى، در بيت عصمت و طهارت نوزادى متولد شد كه ولادتش قلبها را مسرور و ديده ها را گريان ساخت. كودك را نزد رسول خدا (ص) آوردند. پيامبر گرامى در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را (حسين) ناميد. جبرئيل و فرشتگان آسمانها براى تهنيت و شادباش به محضر رسول خدا (ص) نازل می شدند و تولد اين نوزاد را تبريك می گفتند ولی آنان حامل پيام ديگرى نيز بودند، خبرى كه رسول خدا (ص) را بشدت متأثر كرد و اشك از ديدگانش جارى شد: (اين كودك را امت تو به قتل می رسانند!). دوستان خوب من ادامه مطلب را هم بخوانيد... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 7:43 توسط میرزایی
|
|
||